وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روز ششم کار می کرد. یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد: چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می کنید؟ خداوند فرمود:
صبر کن ,بعد برو صبر کن عشق زمین گیر شود ,بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو ای کبوتر ,به کجا ؟قدری دگر صبر کن آسمان پای پرت پیر شود ,بعد برو نازنینم تو ا گر گریه کنی ,بغض من نیز بشکند خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو یک نفر حسرت لبخند تورا میدارد صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خدایا کفر نمیگویم ...! خدایا.. پریشانم چه میخواهی تو از جانم مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی ....
ازتو گله نمیکنم ,از دست قلبم شاکی ام چرا گذشتم از خودم ,چرا غرق در تاریکی ام دوست ندارم چشم من فردا به آفتاب وا بشه چه خوب میشه ,تصمیم تو آخر ماجرا بشه دست ودلت نلرزه ,بزن تیر خلاصو از اون گه عاشقت بود ,بشنو این التماسو
ای مهربون یه شب بهم گفت: ای مهربون ,من میمونم تو هم بمون گفتش بهم : ای با وفا ,یادت نره این عهدمون
نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آن لیلی تر از مجنون نه شیرینم ,نه فرهادم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دل تنگم اگر آبی تر از آبم اگر همرنگ مهتابم بدون تو چه بیرنگم بدون تو چه بی تابم
پایان عمرم من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد نوبت خاموشی من ,سهل واسان میرسد من که میدانم تا سرگرم بزم ومستی هستی مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان میرسد من که میدانم به دنیا اعتباری نیست بین مرگ و ادمی قول وقراری نیست من که میدانم ,اجل ناخوانده وبیدادگر سرزده می آید وراه فراری هم نیست
الو ,سلام.... الو ! سلام منزل خداست ! این منم ,مزاحمی آشنا ست .. الو......
باران باش که علف هرز و گل سرخ از برایش به یک معناست .
|
About![]()
هدیه ای است به تو .نمی دانم کجای این سرزمین وزیر کدامین اسمان هستی .تو هم مرا یاد میکنی . باز کن پنجره را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد......
Home
|